![]() |
![]() |
|
| من شبی غزل غزل می سرایمت ولی شعر پر نمی کند جای خالی تو را |
|
دوستت دارم تا همیشه عالم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 11:39 توسط مجید |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 11:33 توسط مجید |
|
|
تنهايي من از انتهاي يک کوچه مه گرفته و غمگين با ناز و کرشمه به سمت من تنها آمده است. تنهايي من با تمام چيزهايي که در خود دارد مرا تنها نمي گذارد. در تنهايي من، غم ، اندوه، عشق،شادي،خاطرات و من جاي گرفته است. در تنهايي من هميشه مي توان صداي موسيقي را شنيد. در تنهايي من هميشه فيلمي براي ديدن وجود دارد. در تنهايي من هميشه کتابي براي خواندن هست. در تنهايي من اشک همچون مرواريدي مي درخشد. من تنهايي خود را دوست دارم. چون با وفاترين يارتنهايي من پاکترين و باوفاترين ياري است که در تمام زندگي پيدا کرده ام. تنهايي من با شادي هاي من شاد مي شود و با غم هاي من غمگين. تنهايي من هيچ وقت مرا تنها نگذاشته است. من هرگز تنها نبوده ام چون هميشه تنهايي من در کنار من بوده است. در فرهنگ تنهايي من خيانت جايي ندارد. تنهايي من به آساني به دست نيامده است.
دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم :دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
انچه زیباست عزیز نیست انچه عزیز است زیباست و تو عزیزترینی
اين فايل رو واسه تموم دوستاتون ارسال کنين حتی اگر بايد اون رو واسه دوستی بفرستين که فايل رو ازش دريافت کردين. و اگه شما اين ايميل رو به تعداد زياد و از آدمای متفاوت دريافت کردين اين يعنی اينکه شما دوستای فراوونی دارين. و اگه فقط يه بار واسه تون ارسال شد دلسرد نشين ، چون شما می دونين که حداقل يه دوست خوب دارين
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 11:21 توسط مجید |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 11:4 توسط مجید |
|
|
I say this p My best lover I love u as more as u think When u r’nt here I miss u & I wish u come to me Cause I want to say to u I love u Give me For taking kiss from my burning lips And touch my heart That fell in love to u Give me Hold me close to u And say me I love u I love u baby When I miss u I feel u I feel I bring u one gift That is my whole wealth It is my heart Take it from me Now, u have two hearts & I have no heart You have me But I have the entire world Cause I have love of u And I can say u when I want I love u |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 بهمن1385ساعت 11:13 توسط مجید |
|
|
وقتی نفس تو سینه با عطر تو میشینه
معنی زنده بودن برای من همینه نذار کسی تو قلبت جای منو بگیره آروم آروم عشق من تو یاد تو بمیره |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 17:6 توسط مجید |
|
|
راهی است از بدنيا آمدن تا مرگ شايد مرگ هم راهی است من بدنبال فضايی می گردم : لب بامی سرکوهی عمق دره ای که در آنجا نفسی تازه کنم می خواهم فرياد بلندی بکشم که شايد صدايم به شما هم برسد که من سنگ صبورم نه سنگم ، نه صبورم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 17:4 توسط مجید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من مجید امیرسرداری خود راقربانی ثانیه های خوش شما خواهم کرد تا شاید تالمی باشد بر دردهای کهنه و عمیق روحی که آمالش حاصل رنج های تاریخ انسانیت است که همچو لخته خونی قلب مرا می فشارد و به اجبار به زنده بودنم وادار می کند.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اينجا كليك نكني! به سراغ چه كسي مي گردي؟ اشک اشک ابلیس |