![]() |
![]() |
|
| من شبی غزل غزل می سرایمت ولی شعر پر نمی کند جای خالی تو را |
|
در مقابلم کو ه ها قد الم کرده اند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شايد مرگ هم راهی است من بدنبال فضايی می گردم : لب بامی سرکوهی عمق دره ای که در آنجا نفسی تازه کنم می خواهم فرياد بلندی بکشم که شايد صدايم به شما هم برسد که من سنگ صبورم نه سنگم ، نه صبورم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 23:33 توسط مجید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من مجید امیرسرداری خود راقربانی ثانیه های خوش شما خواهم کرد تا شاید تالمی باشد بر دردهای کهنه و عمیق روحی که آمالش حاصل رنج های تاریخ انسانیت است که همچو لخته خونی قلب مرا می فشارد و به اجبار به زنده بودنم وادار می کند.
|
| آرشیو موضوعی |
|
اينجا كليك نكني! به سراغ چه كسي مي گردي؟ اشک اشک ابلیس |